غربت دل بارانی

 

گفتي كه به احترام دل باران باش،                       <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

باران شدم و به روي گل باريدم

گفتي كه ستاره شو دلي روشن كن،

من هم چو گل ستاره ها تابيدم

گفتي كه براي باغ دل پيچك باش،

بر ياسمن نگاه تو پيچيدم

 گفتي كه براي لحظه اي دريا شو،

 دريا شدم و تو را به ساحل ديدم

 گفتي كه شكوفه كن به فصل پاييز،

 گل دادم و با تو سخت روييدم

ولی وقتی روئيدم از غصه  دل بسيار پژمردم

 

/ 1 نظر / 11 بازدید
معصومه

سلام دوست جون نظر لطتونه شما هم خوش سليقه ايد منتظر پيغام هايت هستم خوش باشی بای